الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

208

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

خلاف كسانى كه تنها گفتهء پيامبر را نقل يا براساس استنباط و اجتهاد خود فتوا صادر مىكنند . اگر شخص به نحو قطعى به سنّت دست يابد ، مانند آنكه خود از معصوم ( ع ) سخنى را بشنود ، حكم واقعى را از مصدر آن گرفته و مىتواند براساس آن عمل كند . در غير اين صورت ، بايد به احاديث ، كه ناقل و حاكى از سنت‌اند ، رجوع نمايد . بنابراين ، حديث ، ناقل سنّت است نه خود سنّت ، و چون ناقل سنّت است در اين فصل دربارهء آن گفت‌وگو مىشود . 1 . دلالت فعل معصوم دربارهء فعل معصوم دو امر مسلّم است : 1 ) فعل معصوم دلالت بر مباح بودن و ترك او دلالت بر عدم وجوب كار دارد . اين كمترين چيزى است كه فعل و ترك معصوم افاده مىكند . 2 ) اگر بواسطهء وجود قرائن ، فعل معصوم ظهور در وجوب يا استحباب و امورى مانند آن داشته باشد ، اين ظهور حجت است . در اينجا و دو امر محلّ بحث است : يكم . آيا فعل معصوم به تنهايى علاوه بر اباحه ، وجوب فعل يا استحباب آن را در حق ما ثابت مىكند يا نه ؟ به نظر ما نفس فعل معصوم ( ع ) فقط بر اباحهء فعل در حق ما دلالت دارد . برخى گفته‌اند : آيهء « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ » « 1 » بيانگر وجوب يا ، دست‌كم ، استحباب تأسى به پيامبر در كارهايش است . پس هر كارى او انجام داد ، ما نيز بايد انجام دهيم ، هرچند بر خود پيامبر واجب و يا مستحب نبوده باشد ، مگر آنكه دليل خاص ، خلاف آن را ثابت كند .

--> ( 1 ) - احزاب / 21 .